جدا شدن دست مرد از زن در كنار كعبه الهى ـ کرامات امام حسين(ع)
امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت فرمايد:
روزى در مراسم حجّ و طواف كعبه الهى ، زنى چون ديگر مسلمان ها مشغول طواف كردن بود، در حالتى كه دستش از آستين عبايش بيرون و نمايان بود، كه ناگاه مرد بوالهوسى - كه او نيز مشغول طواف كعبه الهى بود - چشمش به به آن زن افتاد و ديد كه دستش نمايان است ، نزديك او آمد و دست خود را بر روى مُچ دست زن كشيد.
در اين لحظه به قدرت خداوند متعال دست مرد - هوس باز - به دست آن زن - بى مبالات - چسبيده شد؛ و هر چه تلاش كردند نتوانستند دست خود را از يكديگر جدا سازند.
افرادى كه در حال طواف بودند، اطراف اين زن و مرد جمع شدند و هركس به نوعى فعاليّت كرد تا شايد دست هاى اين دو نفر را از يكديگر جدا كنند، ولى سودى نبخشيد؛ و در اثر ازدحام جمعّت ، طواف قطع گرديد.
و بعد از آن كه نااميد گشتند، فقهاء و قضات آمدند و هر يك به شكلى نظريّه اى صادر كرد:
بعضى گفتند: بايد دست زن قطع شود؛ چون دستش را ظاهر گردانيده و سبب فساد و گناه شده است .
و برخى گفتند: بلكه مرد مقصّر است ؛ و بايد دست او قطع گردد.
و چون بين آن ها اختلاف نظر پيدا شد و نتوانستند اين مشكل را حلّ نمايند، به ناچار در جستجوى اءهل بيت و فرزندان رسول خدا صلوات اللّه عليهم اجمعين بر آمدند؛ و سؤ ال كردند كه كدام يك از ايشان در مراسم حجّ مشاركت كرده است ؟
گفته شد: حضرت اءبا عبداللّه الحسين عليه السّلام شب گذشته وارد مكّه شده است ؛ و تنها او مى تواند مشكل گشا باشد، پس شخصى را فرستادند تا امام حسين عليه السّلام را در آن جمع بياورد.
وقتى حضرت ابا عبداللّه عليه السّلام در آن جمع حضور يافت ، اءمير مكّه خطاب به حضرت كرد و گفت : ياابن رسول اللّه ! نظريّه شما درباره اين مرد و زن - تبه كار - چيست ؟
حضرت رو، به جانب كعبه الهى نمود و دست هاى خود را به سمت آسمان بلند كرد و دعائى را زمزمه نمود؛ و چون دعاى حضرت خاتمه يافت دست مرد از زن جدا شد.
امير مكّه پرسيد: اكنون آن ها را چگونه مجازات كنيم ؟
امام حسين عليه السّلام فرمود: ديگر مجازاتى بر آن ها نيست ، (زيرا خداوند توانا آن ها را مجازات نمود).
اسلام عليک يابن الرسول الله
| من به قربون تو و محبت و وفات حسين |
| جان ناقابل من كاشكى بشه فدات حسين |
| آنقدر دوست دارم هيچوقت زِيادم نميرى |
| اشك حسرت ميريزم بياد لاله هات حسين |
| هر كى ميميره ازم يواش يواش يادم ميره |
| اما يادم نميره مصيبت و عزات حسين |
| وقتى عزرائيل بياد براى جان گرفتنم |
| باتمام قدرتم هى ميزنم صدات حسين |
| منكه يك عمرى برات به سينه و سر ميزنم |
| چى ميشه اگر بِدى منو زغم نجات حسين |
السلام عليک يا اباعبدالله
| وادى رحمت به كربلاى حسين است |
| كرببلا خانه خداى حسين است |
| پيكر اسلام را حيات حسين است |
| دائره گردان كائنات حسين است |
| قائم قد قامت الصلاة حسين است |
| خوبترين كشتى نجات حسين است |
| باغ جهان رابهار عشق حسين است |
| دشت بلا را سوار عشق حسين است |
| نابغه روزگار عشق حسين است |
| حاصل دارو ندار عشق حسين است |
خاطرات یک نجاتیافته از بهائیت
خانم مهناز رئوفی، در محیط بهائی رشد یافت، اما فسادها و تناقضهایی که در کار همکیشان خود (بویژه سران محفل بهائیت) دید، وی را به شدت از این مسلک بیزار کرد و این امر، همراه با مطالعه مستقیم درباره اسلام، باعث تشرف او به اسلام و تشیع گردید. |
یک حسینیه عجیب و غريب؟؟؟؟؟؟؟
منبع خبر: پایگاه خیمه من هم مثل بقیه وارد مغازه میشوم و شمارهام را از مغازهدار میگیرم. شمارهها روی برگههای کوچک آبی رنگی نوشته شده. بالای آن جمله «حسینیه پنج تن آل عبا» و زیر آن، «شفا را من نمیدهم پنج تن آل عبا میدهد» به چشم میخورد. |
واقعیت های رپ و متال ؟؟؟؟؟
● تاریخچه رپ
ماهیت اصلی موسیقی رپ به جوانان سیاه و اقشار تحتانی در جوامع غرب تعلق دارد و از آمریکا سرچشمه گرفته است و به نوعی شورشگران سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داده است. موسیقیRAP از تکامل اشکال دیگری از موسیقی سیاهان در محله های فقیرنشین برانکس نیویورک و تا حدودی هارلم شکل گرفته است. این محلات، نقطه تمرکز گروه هائی از سیاهان است که سالها پیش تحت شرایط فلاکت بار اقتصادی مجبور به مهاجرت از ایالات جنوبی به شهرهای بزرگ نظیر نیویورک شدند.
اواخر دهه ۱۹۶۰، وقتی که آمریکا زیر ضربه مبارزات انقلابی در کشورهای تحت سلطه اش، خصوصا ویتنام، قرار داشت و انقلاب چین نیز بر شورشگران و انقلابیون در ایالات متحده تاثیر گذاشته بود در شهرهای بزرگ آمریکا تضادهای طبقاتی میان سیاه با بورژوازی امپریالیستی و پایه های اجتماعی به حدت و شدتی فوق العاده رسیده بود. بین محلات فقیر نشین سیاه با سایر نقاط شهر نیویورک، چیزی شبیه به خط مرزی وجود داشت که هر از چندگاهی درگیری هایی میان دسته های متشکل سفیدهای نژاد پرست و پلیس از یک طرف با گروه های بزرگ و متشکل جوانان سیاه رخ می داد. به این ترتیب. به واسطه فشارهای طبقاتی خاص در این جوامع گروه هایRAP از دل همین تشکلات شورشی شکل گرفته و فعالیت های خود را آغاز کردند.
علاوه بر این موسیقیRAP از تکامل اشکال دیگری از موسیقی سیاهان در همان محله های فقیرنشین برانکس نیویورک و تا حدودی هارلم نیز نشات گرفته است. شاید جالب باشد بدانید که این محلات، نقطه اصلی تمرکز گروههای سیاهان است که سالها تن به مهاجرت دادند و کار در مزارع خود را به قصد ورود به دنیای مدرن و پر تلاطم شهرنشینان نیویورکی ترجیح دادند.
اما اگر به ریشه ها و منابع اصلی این موسیقی باز گردیم به غرب آفریقا و سرودهای ستایش ساوانا می رسیم. در نیجریه و گامبیا نیز تک خوان هائی وجود دارند که طنزهای اجتماعی را بشکل ترانه و نقالی اجرا می کنند و این بسیار به رپ امروزی شبیه است. اما آنچه که ما به عنوان موسیقیRAP از آن یاد می کنیم در واقع از محل تلاقی توده مهاجر جزایر کارائیب با توده سیاه به دست آمده است.
یکی از نکات بارز که موسیقی رپ را از سایر رشته ها جدا می کند نحوه گفتار و اشعار آن است. با توضیحات ارائه شده در واقع کلام موسیقی RAP را باید با بحر طویل مقایسه کرد. در این شیوه کلمات تقریبا به صورت صحبت های عادی ادا می شوند، و ضربی قوی آن را همراهی می کند. انقطاع ها و برگشت ها در نحوه نواختن ضرب و صدای خراش گونه ای که با تبدیل صفحه گرامافون به یک آلت موسیقی ایجاد شده، تحرک را شنونده بر می انگیزد.
در اینجا قسمتی از نخستین ترانه RAP اعتراضی که از معروفیتی بین المللی برخوردار گشته و "پیام" نام دارد را می خوانیم. این ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوریوس فایو" است. این ترانه حکایت شرایط نابسامان طبقه های فقیرنشین جامعه است. «دستم را بروی اسلحه ام می فشارم، چرا که قصد جانم را کرده اند مرا هل ندهید، دیگر جان به لبم رسیده، می کوشم به سیم آخر نزنم، اینجا درست مثل یک جنگل است و بعضی وقتها تعجب می کنم که چگونه می توان جان سالم بدر برد».
در همان سال های نخستین شکل گیری رپ با دخالت قدرتمندان، هدفهای سیاسی و اجتماعی گروه های سیاهپوست، دستخوش نوعی تحریف گردیده و در نتیجه به ابزاری در دست سیاستمداران و صیهیونیسم تبدیل شدند.
در طول مدتی که رپ شکل می گرفت، عناوین مختلفی از این نوع موسیقی توسط موزیسین ها بوجود آمد که با پیوستن خوانندگان معروفی به این گروه موسیقی رپ طرفداران زیادی را به خود جلب و جذب نمود.
موسیقی شیطان
در دهه ۱۹۶۰ میلا دی شیطان پرستی توسط سرمایه داران یهود مورد حمایت قرار گرفت و چند گروه شیطان پرست در انگلستان و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد که معروفترین آنها تشکیل "کلیسای شیطان" در شهر سانفرانسیسکو است. امروز دیگر صلیب های وارونه، ستاره پنج پر، ۶۶۶، صورت های نقاشی شده، ماسک های حیوانات درنده شاخ دار و... تنها نشانه ها و سمبل های شیطان پرستی نیست.
استفاده از موسیقی مهمترین ابزار این فرقه در جهت تبلیغ عقاید خود و نیز تحت تاثیر قرار دادن جامعه به خصوص قشر جوان است.گاه این گروه ها خود اذعان می کنندکه شیطان پرست هستند و گاه برخی از آنان این ادعا را نکرده ولی در راستای تضعیف بنیان های ارزشی و دینی و تبلیغ افعال شیطانی می پردازند. با توجه به وفور موسیقی های مبلغ این گروه ها در ایران و رویکرد برخی جوانان بی اطلاع به این نوع موسیقی و حتی چاپ کتاب حاوی متن این موسیقی ها و سرمایه گذاری زیاد دشمن در این باره بررسی و تحقیق پیرامون این موضوع و اطلاع رسانی و آگاهی افکار عمومی امری ضروری به نظر می رسد.
● فرهنگ زدایی رپ
رپ نسبت به گروه های دیگر طرفداران بیشتری دارد و جوانان علاقمند به موسیقی آن گوش می دهند و براساس مدلهایی که به آنها القا می شود، لباس می پوشند و آرایش های ظاهری رپ را برمی گزینند و سعی می کنند رفتارهای مشابهی را از خود بروز دهند. برای اثبات این حقیقت می توانیم به نمونه زیر اشاره کنیم:
شلوارهایی که پاچه گشاد آن بر روی زمین کشیده می شود، مانتوهایی با آستین های بلند، موهای روغن زده و چسبیده بر سر، عینک های دودی با قاب فلزی، خط ریش پایین تر از گوش پسران و روسری های کوچک و معمولا سفید رنگ دختران ، ویژگی ظاهری گروه رپ است.
در مجموع آنچه که از مضمون موسیقی های رپ بر می آید ترویج ابتذال اخلاقی، مواد مخدر، روانگردان ها، قتل، آدم ربایی، سرقت، شکستن حریم خانوادگی و نظایر آن است که هر کدام از آنها به تنهایی می توانند بخش وسیعی از جامعه را تحت الشعاع قرار داده و به زمینه های انحرافی بسیار گسترده ای دامن بزند.
● رپ در ایران
رپ از آنجایی که روی موج های بلند اجتماعی سوار بود خیلی زود توانست مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و به خاورمیانه برسد. در کشور ما "پرشین رپ " یا همان " رپ فارسی " قریب به شش سال است که مطرح شده و به موازات آن خرده فرهنگ های دیگر رپ، نظیر متال ها ظهور یافتند. آنچه در خصوص موسیقی رپ حائز اهمیت است نگرشی است که در ساختار موسیقایی آنها به چشم می خورد.
در موسیقی رپ این نگرش ها با مضامینی اجتماعی و گاه منفی همچون عشق، اعتراضات اجتماعی، ترویج روانگردان ها و مواد مخدر بر زبان می یابد و در یک قالب کوتاه نویسی خاص که در اصطلاح به " تکست و بیت " معروف است نگارش شده و به خوانندگان ارائه داده می شود. کلام موسیقی رپ در واقع تکراری گفتار همان ساختارها و انگیزه های منفی است که با ترکیب سازهای الکترونیکی و گاه خشن شنونده را به هیجان و تحرک بیشتر سوق می دهد.
گروه های رپرموزیک ایرانی معمولا برای ارائه کارهای خود فعالیت های زیر زمینی و خارج از نظام فرهنگی کشور را انتخاب می کنند و با انتخاب تکست های مشابه و کپی برداری از آنها با یکدیگر به رقابت بپردازند. همین فعالیت پنهانی یکی از عمده دلایلی است که پرشین رپ ها نمی توانند به راحتی آثار خودشان را به عموم جامعه عرضه کنند و به این ترتیب با ایجاد پایگاههای تبادل اطلاعات در قالب وب سایت ها و وبلاگ ها آنها را در سطح نسبتا وسیعی منتشر می کنند. آن طور که ظواهر امر نشان می دهد برخی از همین گروه های رپ خوان در تلاشند تا خود را با استانداردهای رسمی موسیقی در ایران تطبیق دهند و به همین منظور در تلاشند تا از متولیان فرهنگی کشور مجوزهای رسمی برای انتشار کارهای خود را اخذ کنند که تاکنون چنین مسئله ای محقق نشده است.
● موسیقی متال
در کنار موسیقی های غربی و مدلگرا متال ها نیز دارای زیر مجموعه هایی از طرفداران و زیر مجموعه های متعددی برخوردار هستند که برخی از آنان مانند هوی متال و بلک متال جزو مهمترین گروه های شیطان پرستی محسوب می شوند.
بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در کشور خود و پس از آن در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند. این موسیقی سخن از دنیای تاریک سرد و بی روح می کند که سبکی مملو از خشونت مرگ و کشتار آن را احاطه کرده است.
مرگ، یک حقیقت غیرقابل انکار است . ایده مرگ در نزد شیطان پرستان به دو دسته بسیار عمده تقسیم می شوند. دسته اول کسانی که خودآگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجیح می دهند. دسته دوم کسانی که منکر مرگ می شوند و بر این گمانند که پرستش شیطان کفایت می کند تا او آنان را از چنگال مرگ رهائی بخشد و عمری جاودان نصیب آنان گرداند. از این مکان دسته اول خطرناکترند زیرا آگاهانه به جنگی نامقدس در برابر خداوند روی می آورند. جنگی که می دانند در آخر به شعله های آتش ختم می شود. آنان گناه را زینت درونی انسان تصور می کنند. به مرحله ای می رسند که دیگر گناه برای زندگی آنان از آب و نان نیز ضروری تر می شود تا درجه ای که دیگر چیزی به جز گناه نمی بینند . در موسیقی متال ترویج گناه کاری و خشونت از اهم کارکردهایش محسوب می شود، مانند: ربا، قتل، دروغ، تهمت، دزدی، شرب خمر، هتاکی به مقدسات و مومنین و مواردی دیگر. در مجموع وجه اشتراک موسیقی متال و البته رپ را می توانیم به ترویج خشونت و فحشا نسبت دهیم.
● دفاع از هویت
با تاملی بر اشکال غربی موسیقی نظیر رپ و متال می توانیم به این حقیقت برسیم که هم اکنون یک جریان فرهنگی غربی با حرکتی بسیار آرام و در عین حال با موج هایی بسیار بلند ذهن جامعه جوان ایرانی را نشانه رفته و زنگ خطری برای یک سونامی هویتی محسوب می شود. از آنجایی که دسترسی و بهره برداری از این سبک موسیقی ها بسیار سهل تر از انواع اصیل ایرانی است بسیاری از نوجوانان و جوانان ترجیح می دهند نیازهای خودشان را با صرف حداقل های ممکن تامین کنند و بی توجه به آنچه که ما از آن بعنوان موسیقی اصیل ایرانی در شکل های مختلف یاد می کنیم جریان های خرده فرهنگی را پیش بگیرند. در این خصوص احساس می شود آموزش عمومی و اطلاع رسانی آن طور که شایسته دفاع از هویت ایرانی است انجام نشده و در نتیجه خلا»های متعددی را در این میان حفر کرده است. پر واضح است که با این شرایط دستگاهها و مجریان فرهنگی کشور باید بیش از گذشته عزم خود را در جهت تقابل با این فرهنگ های پوچ گرا و خانمان برانداز جزم کرده و همچون افیون، موسیقی های شیطانی را به ریشه کنی و انزوا وادار کنند.
نویسنده : محمد جواد نعمتی
سینمای غرب، آرایش آخرالزمانی گرفته است
سینمای غرب در دهه 80 هیولا محور شد. آغاز دهه 80 سالهای پایان جنگ سرد بود و محو شدن تدریجی رقیب سنتی ، یعنی شوروی سابق و اردوگاه به اصطلاح کمونیسم. و حالا دشمنی دیگر برای استعمار و امپریالیسم ، سر از سایه هزار ساله اش به درآورده بود. از همین رو در فیلم های دهه 80 هالیوود هیولاهای متعددی را می بینیم که سر از تخم بیرون می آورند.نگاهی به وجه غالب سینمای امروز هالیوود
امپریالیسم آمریکا پس از عقب نشینی در ویتنام ، اواخر دهه 70 شکست سنگینی را در ایران و نیکاراگوئه تحمل کرد که در تاریخ خود سابقه ای از آن نمی یافت. از این رو برای مقابله فرهنگی – هنری با پدیده های غول آسایی که هیمنه امپریالیستی اش را شکسته بودند ، رو به هیولاها آورد تا با نمایش آنها ، مردم آمریکا و دیگر سرزمین ها را از مخالفان سلطه طلبی اش بترساند. در واقع به قولی سینمای غرب در دهه 80 هیولا محور شد. آغاز دهه 80 سالهای پایان جنگ سرد بود و محو شدن تدریجی رقیب سنتی ، یعنی شوروی سابق و اردوگاه به اصطلاح کمونیسم. و حالا دشمنی دیگر برای استعمار و امپریالیسم ، سر از سایه هزار ساله اش به درآورده بود. از همین رو در فیلم های دهه 80 هالیوود هیولاهای متعددی را می بینیم که سر از تخم بیرون می آورند؛ از دایناسورهای اسپیلبرگ در "پارک ژوراسیک" گرفته تا چهار گانه "بیگانه" و تا دو گانه "predator" که هیولاهای باستان از تخم درمی آیند. همه اینها پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمدند که مستقیما مدرنیته غرب را هدف قرار داده بود. در واقع بعد از سقوط شوروی ، سمت دوربین هالیوود ، جهان اسلام را نشانه رفت . حالا دیگر ساموئل هانتیگتون نبرد نهایی غرب با اسلام را تحت عنوان "جنگ مابین تمدن ها" تئوریزه می کرد. جنایتکاران و تروریست هایی که همواره در فیلم های جیمزباند و مت هلم و امثال آن وابسته به شرق بودند ، حالا دیگر مسلمان شده بودند و ملیت عرب داشتند ، در فیلم هایی مانند :"دروغ های حقیقی" جیمز کامرون ، "تصمیم عملی" و "دلتا فورس" و ...که تروریست های مسلمان قصد دارند با سلاح اتمی ، آمریکا را نابود کنند!! یعنی هیولاهای دهه 80 ، شکل و شمایل انسانی می یابند.
اما پس از آغاز هزاره جدید ، سینمای غرب زبان و لحن بیانی دیگری یافته است. در واقع هالیوود آرایش دخانی به مفهوم ماورایی و آخرالزمانی گرفته تا ذهن بشر را برای انتظار نبرد سهمگین آخرالزمان و یا همان "آرماگدون" آماده نمایند.
در کتب و اسناد منتشره آمده است که بنا بر اعتقاد صهیونیست ها ، با آغاز هزاره جدید و عبور از برج حوت (ماهی) به برج حمل (سطل) ، زمان اقدام برای فراهم آوردن زمینه های ظهور مسیح موعودشان فراهم آمده است. به عبارت دیگر آنان براین باورند که جهان به آرماگدون و آخرالزمان مورد نظر مسیحیان و یهودیان صهیونست بسیار نزدیک شده و حالا نوبت عمل فرا رسیده است. اگرچه صهیونیست ها ، دیرزمانی است که عمل خویش را برای روز موعودشان به نام "آرماگدون" ، شروع کرده اند.
اوانجلیستها (مسیحیان صهیونیست ) براین باورند که مسیح (ع) دوباره ظهور میکند و در آخرالزمان جنگ و ویرانی بزرگی (آرماگدون) اتفاق خواهد افتاد و بعد از این ویرانی صلح دائمی تا هزار سال یعنی تا قیامت بر قرار خواهد شد.
اوانجیلیستها اعتقاد دارند پس از اینکه نبرد خیر وشر آغاز شد، پیروز نهایی خیر است و شیطان توسط مسیح به اسارت کشیده میشود. در این جنگ تنها کسانی نجات پیدا میکنند که اونجیلیست باشند. به طور دقیق مشخص نیست که جنگی كه از آن به آرماگدون یاد میشود کجاست، اما به گفته مسیحیان صهیونیست ، میلیونها نفر از دشمنان مسیح از عراق حرکت خواهند کرد و از فرات خواهند گذشت و به سمت قدس خواهند رفت. در میان راه نیروهای مومن به مسیح ، راه آنها را سد میکنند و در آرماگدون به هم میرسند و جنگ در میگیرد. در تفسیر جنگ آرماگدون هم میگویند که سپاه ایرانی، قفقازی، سودانی، لیبیایی و... به عنوان سپاه شر از عراق حرکت میکنند. ( توجه کنید که سالهاست بوش و دار و دسته اش ، کشورهایی مانند ایران را "محور شرارت " خوانده اند!) طبق نظر مفسرین اونجلیست، این جنگ بایستی بین سال 2000 تا 2007 روی می داده است!!
از همین روست که از سال 2000 تولید آثار عظیم تاریخی که تقریبا از دهه 60 تعطیل شده بود ، مجددا رونق گرفت. فیلم های مذهبی باردیگر با رویکرد تاریخ انبیاء یهود جلوی دوربین رفتند. فیلم هایی مانند :"داوود" بابازی ریچارد گر ، "سلیمان" و ...
امری پوشیده نیست که سینمای امروز هالیوود ، آرایش آخرالزمانی گرفته است. دیگر از فیلم های رئال کمتر نشانی به چشم می خورد. از فیلم های مکتب نیویورک و آثار معترض دهه 70 چه خبر؟! فیلم های افشاگر اجتماعی کجا رفتند؟!!
چند سالی است که موجی از تخیل و خرافه و وهن و اسطوره در سینمای هالیوود به راه افتاده که بخش مهمی از آن ، هدفمند به نظر می آید. در واقع بعد از 11 سپتامبر 2001 زبان سینمای غرب ، عوض شده و علیه مسلمانان چرخید ، بدون آنکه در هیچ دادگاهی اتهام حتی یک مسلمان ثابت شود.
"برژینسکی" مشاور امنیت ملی جیمی کارتر (رییس جمهور اسبق آمریکا) در بخشی از مقاله مفصلش تحت عنوان" این پارانویا را متوقف کنید " در روزنامه واشینگتن پست در اعتراض به این موج ضد اسلامی نوشت : "... برنامه هایی که در آن تروریستها با چهره های «ریش دار» به عنوان کانون افراد شرور نمایش داده می شوند ، اثرات عمومی آن تقویت احساس خطر ناشناخته اما مخفی است که می گوید به نحو رو به افزایشی زندگی آمریکاییها را تهدید می کند . صنعت فیلم سازی نیز در این خصوص اقدام کرده است.در سریالهای تلویزیونی و فیلمها، شخصیتهای اهریمنی با قیافه و چهره های عربی(اسلامی) که گاهی با وضعیت ظاهری مذهبی، برجسته می گردند، نشان داده می شوند که از اضطراب و نگرانی افکار عمومی بهره برداری کرده و ترس از اسلام را بر می انگیزد.کلیشه صورتهای اعراب (مسلمان ها) بویژه در کاریکاتورهای روزنامه ها، به نحو غم انگیزی یادآور تبلیغات ضد یهودی نازی هاست. اخیراً حتی برخی سازمانها و تشکلهای دانشجویی دانشگاهها درگیری چنین تبلیغی شده اند که ظاهراً نسبت به خطرات ارتباط میان برانگیختن نژادپرستی و انزجار مذهبی و برانگیختن جنایات بی سابقه هولوکاست بی خبرند..."
همچنین در هفته های اخیر فیلم های متعددی به اکران سینماهای جهان در آمده اند که یا همان لحن آخرالزمانی را دارا هستندو یا مخاطبانشان را از موجودات و پدیده های موهومی، می ترسانند.
فیلم هایی مانند : "" Beowulf ، "666 ، جانور " ، "شب زامبی 2" ، "شیطان ساکن: انقراض" ، "Cult" ، "غیر مقدس" ، "کیفرهای گناه" ، "برآمدن" ، "درو کردن" ، ""28 هفته بعد" ، "Transformers" ، "Gryphon" و... همگی درباره وضعیت آخرالزمان ، منجی و یا موجودات شریری هستند که می خواهند جهان را به تسخیر خود درآورند و انسان ها را نابود سازند.

هانا راسين كه از نويسندگان واشنگتنپست است و در حال حاضر روي كتابي درباره نخبگان اوانجليست (صهیونیست های مسیحی) كار ميكند ، در مقاله ای از یک طرف به رويكرد جديد هاليوود به آخرالزمان و از طرف ديگر گرايش مسيحيهاي انجيلي یعنی همان اوانجلیست ها به سينما و فيلمسازي ميپردازد.
اگرچه بحث آخرالزمان از خيلي پيشتر در ساختارهاي سياسي حاكم و بافت سنتگراي جامعه آمريكا حضوري پرقدرت داشته، اما اكنون رابطهاي متفاوتتر و تأثيرگذارتر ميان آن و هاليوود شكل گرفته است. راسين سعي دارد در اين مقاله نسلهاي مختلف معتقدين به این مقوله را در هاليوود معرفي كند.
نسل اول به اعتقاد او كساني بودند كه در فضاي شديداً غير مذهبي هاليوود سعي ميكردند ايمان خود را مخفي كنند. نسل دوم پس از 11 سپتامبر و ظهور نومحافظهكاران آمريكايي در كاخ سفيد فرصت عرض اندام يافتند تا جايي كه طي 5 سال گذشته در هر فصل اكران دستكم يك فيلم مذهبي به چشم ميخورد.
اما نسل سوم كه هنوز در راهند علاوه بر ابا نداشتن از بيان اعتقادات مذهبي، معتقدند نگاه مذهبي به پديدهها بايد در تمام سطوح فيلم نفوذ كند، حتي اگر فيلمي باشد كه در ظاهر با قواعد مسيحي سنتي سازگار نباشد.
راسين تأكيد ميكند كه آينده هاليوود بدست اين نسل كاملاً متحول ميشود. نسل جديد نه تنها بحث آخرالزمان را در يك ژانر محدود نميكند بلكه از حالا جذابترين آنها يعني تريلر، وحشت، علمي- تخيلي و حتي كميك استريپ را هدفگيري كرده است.
هدف آنها آشتي ميان سينماي سكولار و كليساي سنتي با يكديگر است تا اوانجلیست ها بتوانند با قويترين، جذابترين و فراگيرترين زبان كنوني با جهانيان سخن بگويند. كليساي انجيلي با رويكردهاي افراطي نومحافظهكاران در حال دامنزدن به موج جديدي از تهاجمات صهیونیستی است.
دلايل چنين رويكردي ، هم معنوي است، هم اقتصادي. صنعت فيلمسازي بعد از حادثه 11سپتامبر به توليد فيلمهايي ميانديشد كه «يك معنايي هم داشته باشند». حالا ديگر بين مديران استوديوهاي هاليوودي عبارت «Passion dollars» يا «دلارهاي مصائب» كاملاً جا افتاده است زيرا استقبال خوب و غيرمنتظره مخاطبان مذهبي در سرتاسر دنيا از فيلم مستقل "مصائب مسيح" مل گيبسون واقعاً همه را شگفتزده كرد.فيلم مل گيبسون در هاليوود يك پديده و حتي كاتاليزور بود.
سال گذشته درست بعد از اكران فيلم "مصائب مسيح" ، استوديوهاي بزرگ مشخصاً به فيلمنامههاي مذهبي با درونمایه آخرالزمانی كه به دستشان ميرسيد چراغ سبز نشان ميدادند. فيلمنامههايي مثل "جنگيري اميلي رز" و اقتباسي از داستان سي.اس.لوئيس به نام "وقايعنگاري نارنيا: شير، جادوگر و كمد" كه سال گذشته اكران شد و يكي از پرفروشها محسوب گردید، نمونههايي از اين فيلمنامهها هستند.
بعضيها اين فيلم را بزرگترين هديه هاليوود به بنیادگرایان انجیلی بعد از فيلم كلاسيك "ده فرمان" اثر سيسيل ب. دوميل ميدانند. مطالعه مجموعه داستانهاي نارنيا به دليل تهمايه مذهبي كه دارند در خانوادههايي كه داراي اعتقادات مدرن اوانجليستي هستند، يكي از ضروريات است و خيلي از پیروان کلیسای انجیلی ، سي.اس. لوئيس را يكي از بزرگترين نويسندههاي قرن گذشته ميدانند.
ديزني و كمپاني شريكش يعني "والدن مديا" هم درست به دنبال همين مخاطبين بودند. آنها كمپاني "موتيو ماركتينگ" كه كار تبليغ فيلم "مصائب مسيح" را انجام داده بود، به خدمت گرفتند تا بتوانند فيلم خود را به كليساها و مراكز مذهبي معرفي كنند. كارگردان فيلم، اندرو آدامسون، نمادهاي مذهبي فيلم را با داگلاس كرشمن، پسرخوانده سي.اس.لوئيس چك كرد تا مطمئن شود كه در فيلم "وقايعنگاري نارنيا" از نظر اعتقادي و مذهبي هيچ اشتباهي وجود ندارد.
در داستان، زندگي اصلان به نوعي رستاخيز مسيح را در ذهن تداعي ميكند و رهبران کلیسای انجیلی ميخواستند مطمئن شوند كه آدامسون شخصيتي را براي دوبله اين نقش انتخاب ميكند كه ويژگيهاي صدايش به مسيح نزديك باشد.
به اين ترتيب شرطبندي هاليوود روي پتانسيل مخاطبان مسيحي بالاخره نتيجه مطلوب داد. فيلم "جنگيري اميلي رز" (فيلمي از جنس فيلم معروف "جنگير" براي معتقدان به بنیادگرایی انجیلی كه در آن هسته خرافی در مقابل خردگرايي قرار ميگيرد ) در هفته اول اكران خود 30 ميليون دلار فروخت و در ماه سپتامبر به يكي از فيلمهاي پرفروش ماه تبديل شد.
كارگردان اين فيلم،"اسكات دركسون" از دانشگاه مذهبي اوانجليستي "بايولا" در لسآنجلس فارغالتحصيل شده و يكي از مدرسان مدعو كلاسهاي مؤسسه "پرده اول"(موسسه ای که از سال 2000 توسط رهبران اوانجلیست برای آموزش فیلمسازان معتقد به این فرقه تاسیس شد) نيز هست. مدتي بعد، فيلم "جنگيري اميلي رز" ، جاي خود را در جدول فروش به فيلم "درست مثل بهشت" داد. ماجراي كمدي اين فيلم هم درباره روح و مرگ است اما با وجود كمدي بودن، باز هم در كليت خود احساس همدلي تماشاگر با دنياي مذهب و آخرالزمان را سبب ميشود.
در واقع در فصل پاييز سال گذشته ، همه جاي هاليوود پرشده بود از تابلوهاي تبليغاتي كه روي آنها ارواح و فرشتگان نقش بسته و مشغول جلب مشتري بودند؛ فيلمهايي مثل" نجواگر روح" ، "مديوم" (واسطه) و "سه آرزو" ، گرچه ممكن است كه نتوانيم اين فيلم را معرف كامل اوانجلیسم بدانيم، اما به هر حال واضح است كه هاليوود مسحور حوزههاي آخرالزمانی شده است.
در حال حاضر اوانجلیست ها ميتوانند از ميان برنامههاي مختلف هاليوودي انتخابهاي زيادي داشته باشند. براي مثال شبكه نيايش هاليوود( Hollywwood Prayer Network) يكي از شبكههايي است كه تمام توان خود را صرف كرده تا با استفاده از نيروهاي متخصص و معتقد، هاليوود را دچار يك تحول اوانجلیستی كند.
با اينكه رابطه ميان هاليوود و کلیسای بنیادگرای انجیلی رفته رفته بهتر شده اما هنوز هم بسياري از مسيحيان اوانجليست از اين موضوع نگرانند. نيكولاسي(بنیادگذار موسسه "پرده اول") همه روزه نامههاي زيادي از مسيحياني دريافت ميكند كه از حضور فيلمنامهنويسان مجموعههاي "بافي قاتل خونآشام" وThat 70s Show" " در مؤسسه اظهار نگراني ميكنند و از اينكه او فيلم "زيبايي آمريكايي" را در كلاسهاي درس نشان ميدهد، ناراضي هستند، زيرا اين فيلم درباره پدر يك خانواده است كه شيفته دوست و همكلاسي دختر خود ميشود.
با اين حال نيكولاسي بيش از هر كس ديگري تلاش كرده و ميكند تا "دين باتالي" را كه يكي از فيلمنامهنويسان اصلي "سيت كام" پرطرفدار "That 70s Show" با موضوع سكس، مواد مخدر و راكاندرول است، به جمع مدرسين مؤسسه اضافه كند. گفته می شود ، باتالي كه چهل و يك ساله است توانسته به تازگي در امتحان كشيشي موفق شود. او بسيار خوشبرخورد و مرتب است. دفتر كار او با عكسهايي از دو فرزندش و پوسترها و يادگارهايي از مجموعه كارتوني "ويني د پوه" تزئين شده. در گوشهاي ميز انجيل او قرار گرفته است. می گویند ، او عادت دارد هر روز سر كار انجيل بخواند. اين عادتي است كه به نظر خيلي از همكارانش كمي عجيب و غيرعادي است.
در عوض باتالي هم از بسیاری از آدمهاي هاليوودي متعجب است ، چون اغلب آنها گروههاي جوانان كليسايي را نميشناسند در حاليكه بيش از نيمي از نوجوانها و جوانهاي آمريكايي جزء اين گروهها هستند. او حتي از كليساروها و معتقدان مسيحي هم شاكي است چون فكر ميكند كه آنها هم بايد بتوانند همانطور كه توني كاشنر به همجنسبازها و ايو انسلر به فمينيستها خدمت كردهاند، با نقاشي كردن يا نوشتن در خدمت کلیسای انجیلی باشند.
او ميگويد: «واقعاً مزخرف است. ما ادعا ميكنيم كه به خدايي بزرگ و فوقالعاده ايمان داريم اما حتي نميتوانيم درباره اعتقادمان يك صفحه مطلب بنويسيم، يا يك صحنه نقاشي كنيم. چرا ما مسيحيها نبايد فيلمي مثل تكگوييهاي زنانگي ايو انسلر داشته باشيم." تصميم جديد او اين است كه در نسخه اوليه فيلمنامهاش آنقدر شخصيتهاي مسيحي بانمك، سه بعدي و جذاب بگنجاند كه نظر همه را جلب كند.
در آيندهاي كه امثال باتالي و نيكولاسي در ذهن خود دارند ، اين مشكل هم برطرف خواهد شد. آنها روزهايي را پيشبيني ميكنند كه در آن همه استوديوهاي هاليوودي براي ساختن فيلمهايي با مضامين آخرالزمانی ، مديري مثل آنشوتز (اوانجلیست معتقد و فرد بسيار متمول و ميليونري كه بنيانگذار مؤسسه ارتباطي كوئست است )خواهند داشت، هر شبكه تلويزيوني نسخه صهیونیستی شده "ويل و گريس" را پخش ميكند كه داستانهاي آن از مضامین آخرالزمانی برخوردار است.
"پایان روزها" همان اعتقاد مشترک اوانجلیست ها و یهودیانی است که هنوز در انتظار مسیح موعود به سرمی برند و براین باورند که درآغاز هزاره و به اصطلاح پایان روزها ، یا مسیحای موعود ظهور می کند و یا شیطان بر جهان غالب می گردد. این را در برخی فیلم های این چند سال اخیر مانند "دروازه نهم" ، "پایان روزها" ، "کودک متبرک" ، "هفتمین گناه " و... به وضوح می توان رویت کرد. علائم هم یکسان است ، فی المثل در کتاب "هری پاتر 3: زندانی آزکابان" آمده است که سگ سیاه ، نشانه طالع نحس است و در فیلم "طالع نحس" ، بارها و بارها سگ های سیاه را مشاهده می کنیم ، سگ هایی که از دیمین و حتی راز قبر مادرش حفاظت می کنند. نکته جالب اینکه در همان "هری پاتر 3: زندانی آزکابان " این پدر خوانده هری یعنی سیریوس بلک است که به شکل سگ سیاه درآمده و در واقع قرار است از هری پاتر در مقابل دشمنانش دفاع نماید . (دقیقا مانند سگ های سیاهی که از دیمین مراقبت می نمایند!!) شاید یادمان باشد که در "رمز داوینچی" به وضوح از هری پاتر نام برده شده و قصه او را از جمله موضوعاتی تلقی می شود که در پی زنده نگاه داشتن راز جام مقدس و سلسله گمشده یا فراموش شده عیسی مسیح و مریم مجدلیه است .(ملاحظه می فرمایید که چگونه "رمز داوینچی" به طرز مشکل گشایی همه راز و رمز و ارتباط درونمایه ای برخی آثار و فیلم های سینمایی را بیرون می ریزد.)
این تصویری ولو ناقص و اجمالی است از آنچه که در غرب معتقد به اونجلیسم می گذرد.
می توان از این مجمل ، حدیث مفصل خواند و به دنبالش به مسئولیت شیعه بودن خود فکر کنیم و به نظر میرسد بیش از همه بایستی به قیام حضرت مهدی موعود (عج) پرداخت . بایستی شرایط آن قیام و نشانههای ظهور و شخصیت این منجی عالم بشریت را با زبان سینما و بر پرده عریض هنر هفتم ، به دنیا شناساند تا بسیاری از آزادیخواهان و فرهیختگان دنیا که هنوز با حضرت حجت (عج) و قیام و آرمان های ایشان آشنایی ندارند نسبت به وجود مبارک این موعود تاریخ بشر آگاه شوند که شاید انشاالله در ظهور آن حضرت تعجیل شود. ممکن است در این راه آثار و فیلمهای ناقصی هم ساخته شود که قطعاً نتواند و نمیتواند ابعاد گسترده شخصیتی و ظهور حضرت حجت (ع) را بیان نماید ولی بایستی ساخته شود در تعداد زیاد و کمیت بالا و البته با ساختار سینمایی استاندارد و جهانی که قابلیت اکران و نمایش در سطح بینالمللی را دارا باشد.
سعید مستغاثی
آمارسازي از تعداد بهاييان كشور
گفته ميشود سران بهاييت در دستوري تشکیلاتی خواستهاند تا آمار بهاييان حاضر در كشور بزرگ نمایی شده و تعداد را از آن چه كه هست بیشتر نشان دهند.
بر اساس مقایسه آمارهای منتشره از سوی مرکز آمار ایران، طی سالهای قبل از 75 كمتر از 40 هزار نفر بهایی در ایران حضور داشتند، اما بیت العدل مرکز بهایی واقع در رژیم صهیونیستی اين آمار را 300 هزار نفر اعلام كرده است.
پخش سيدي از جانب عناصر بهايي در شهر همدان
بنا بر اين گزارش در اين سي دي هاي تبليغي، علاوه بر مطالبي وهنآميز درباره مقدسات و باورهاي اسلامي، به ترويج آموزههاي بهائيت پرداخته شده است. همچنين در بخشي از اين سي دي ها، ادعاهاي مكاتب ضد ديني و داستانهاي غيراخلاقي گنجانده شده است.
برخي افراد با اهداف خاص به دنبال توزيع اين سي دي ها در بين مردم و بويژه دانش آموزان و دانشجويان به بهانه هاي مطالعه هاي غير درسي و روشنفكري هستند، تا بتوانند هواداراني را در بين جوانان و مردم پيدا كنند.
پزشک مصری: حضرت مهدی(ع) منم!
به گزارش پایگاه خبری تقریب، این پزشک مصری طی سخنان خود در نمازجمعه در مورد شرایط و تصمیماتش سخن گفت و پس از اتمام سخنانش از مسجد جامع خارج شد تا خود را به نیروهای امنیتی تسلیم کند.
پس از دستگیری توسط نیروهای امنیتی مشخص شد که وی یک پزشک است و در بیمارستان ملک خالد استان مجمعه عربستان کار می کند و مقامات این استان تصمیم گرفته اند وی را از کشور تبعید کنند.
نیروهای امنیتی به روزنامه الریاض چاپ عربستان توضیح داده اند که وی از نوعی بیماری روانی رنج می برد و مدیریت بیمارستان ده ماه پیش به دلیل اینکه وی با خودش زیاد حرف می زد و عبارات نامفهوم به زبان می آورد، او را از بیمارستان اخراج کرده است.
بنا به گزارش روزنامه الرایة، این اولین باری نیست که این پزشک ادعا کرده حضرت مهدی(عج) است. وی سه سال پیش نیز ادعای نبوت کرده بود.
فعالیتهای مشکوک انجمن حجتيه در استانهای شمالی کشور
به گزارش خبرگزاری شبستان، با هوشیاری ماموران نهادهاي امنيتي و نظارتي یکی از استانهای شمالی کشور از برپایی نمایشگاه کتاب این گروه جلوگیری به عمل آمد.
بنا بر این گزارش از دو سال پیش عده ای از فعالان این انجمن که تحت پوشش یک موسسه انتشاراتی موسوم به "رايحه" اقدام به برگزاري نمايشگاه تخصصي کتاب کرده بود، موفق به کسب مجوز از اداره ارشاد براي برپايي نمايشگاه مذکور در سال جاري نشد.
لازم به ذکر است که این گروه انحرافی پس از سرخوردگی از کودتای 28 مرداد سال 32 توسط "شیخ محمود تولایی" معروف به "حلبی" با هدف مبارزه با گسترش روزافزون بهائیت در ایران تاسیس شد. این افراد از مخالفین اصلی شکل گیری انقلاب به رهبری امام خمینی بودند. پس از پیروزی انقلاب با بالا گرفتن اختلافها میان انجمن حجتیه و پارهای ازسران نظام و ارگانها و نهادها، امام خمینی (ره) در روز سهشنبه 21 تیرماه 1362 در سخنانی فرمود:
یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه میآید؟ حضرت صاحب میآید که معصیت را بردارد. ما معصیت میکنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.
در پی این سخنان، چند روز بعد در اول مرداد 1362، انجمن با صدور اعلامیهای کلیه جلسات و فعالیتها و برنامههای علنی خود را تعطیل اعلام کرد.
دو خدای هندو به دادگاه احضار شدند
قاضی سونیل کومار سینگ در ایالت شرقی جرکهند هند، با چاپ آگهی در روزنامه ها از این دو خدا خواسته است که "شخصا در دادگاه حاضر شوند".
این قاضی گفت بعد از آن که نامه هایی که به این دو خدا فرستاده شده بود، بدون پاسخ ماند از آنها خواسته شده روز سه شنبه در دادگاه حاضر شوند.
رام و هانومان از محبوب ترین خدایان هندو در کشور هند هستند.
این اختلاف ملکی که دو خدا برای حل آن احضار شده اند، از حدود 20 سال پیش شروع شده و بر سر زمین به مساحت تقریبی 6000 مترمربع است.
در این زمین دو معبد وجود دارد که رام و هانومان، خدای میمون، در این دو معبد عبادت می شوند.
مانموهان پاتهاک، روحانی مقیم این معابد ادعا می کند که این زمین متعلق به اوست، اما مقام های محلی می گویند این زمین متعلق به این دو خدا ست.
دو طرف دعوا اولین بار در سال 1987 به دادگاه مراجعه کردند.
چند سال پیش دادگاه به سود مقامات محلی حکم داد، اما آقای پاتهاک به حکم اعتراض کرد تا پرونده به دست قاضی سینگ بیفتد.
قاضی سینگ دو احضاریه برای خدایان فرستاد، اما به دلیل "ناکامل بودن" آدرس برگشت خورد.
این مسئله قاضی را واداشت که در روزنامه های محلی آگهی بدهد و خدایان را به دادگاه احضار کند.
در آگهی قاضی سینگ آمده است: "شما، علی رغم احضاری هایی که ابتدا توسط پیک و سپس توسط شرکت رسمی پست برای شما فرستاده شده، در دادگاه حاضر نشدید. بدین وسیله از شما خواسته می شود شخصا در دادگاه حاضر شوید."
این دو خدا به این دلیل احضار شده اند که در لایحه دفاعیه وکلا از این دو به عنوان مالکان زمین یاد شده است.
یکی از وکلای محلی می گوید: "از آنجایی که این زمین به خدایان هدیه شده است، لازم است که آنها هم بخشی از پرونده باشند."
آقای پاتهاک می گوید یکی از پادشاهان محلی سابق، این زمین را به پدربزرگش بخشیده است.
بيست و چهارمين نشست موعود: آخرالزمان در بازيهاي رايانهاي
بيست و چهارمين نشست از سلسله نشستهاي ماهانه فرهنگ مهدوي، ساعت پانزده پنجشنبه 22 آذر ماه ، با موضوع «آخرالزمان و بازيهاي رايانهاي»، در سالن آمفي تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان واقع در خيابان حجاب برگزار خواهد شد.در اين همايش «مهندس مهدی حق وردی طاقانکی»، كارشناس حوزه بررسي بازيهاي رايانهاي، به ايراد سخنراني خواهند پرداخت.
شايان ذکر است اين سلسله نشستها آخرين پنجشنه هرماه از طرف موسسه فرهنگى موعود در محل تالار آفرينشهاى فرهنگى و هنرى کانون واقع در خيابان حجاب برگزار مىشود.
همچنين عموم علاقهمندان از همه نقاط کشور مىتوانند لوح فشرده تمام نشستها را از طريق پست دريافت نمايند.
عناوين و سخنرانان نشستهاى برگزار شده:
1. غرب و آخرالزمان، استاد اسماعيل شفيعى سروستاني؛
2. اسلام و آخرالزمان، حجتالاسلام على کوراني؛
3. آخرالزمان و نشانههاى ظهور، حجتالاسلام على اکبر مهدى پور؛
4. ارتباط معنوى با ساحت قدس مهدوي، استاد حجتالاسلام مسعود عالي؛
5. معرفت امام عصر(ع)، حجتالاسلام سيد مهدى ميرباقري؛
.6 راز غيبت، دکتر ابراهيم شفيعى سروستاني؛
.7 ايدئولوژى آرمگدون، استاد اسماعيل شفيعى سروستاني؛
.8 آخرالزمان بر پرده رسانههاى غربي، محمدرضا اسلاملو؛
.9بشارت به منجى موعود، حجتالاسلام على اکبر مهدىپور؛
10. موعود اسلام (جشن نيمه شعبان)، حجتالاسلام فاطمىنيا؛
11. موعود قرآن، حجتالاسلام سيد مهدى حائرى قزويني؛
12. انتظار، از استضعاف تا اقتدار، حجتالاسلام عباس پسنديده؛
13. مثلت مقدس (راز دشمنى غرب عليه اسلام و مسلمانان)، استاد اسماعيل شفيعى سروستانى؛
14. خانواده مهدوي؛ خانواده منتظر،دکتر غفراني؛
15. دين آينده و آينده دين،حجتالاسلام و المسلمين دکتر حميد کثيري، استاد دانشگاه LSU اتريش؛
16. جوانان و فرهنگ انتظار؛ حجت الاسلام پناهيان؛
17. چرا بايد از امام مهدي (ع) گفتگو كرد؟؛ حجت الاسلام زابلي؛
18. فرقههاي نوظهور در جهان غرب و اسلامگرايي معاصر؛ دكتر حيدررضا ضابط؛
19. تشرفات، بين نفي و اثبات (ديدار با امام زمان عليه السلام، آري يا خير؟)؛
20. فرقه سازي استعمار در جهان اسلام، با سخنراني سيد هادي صالحي؛
21. فرقهسازي معاصر، با سخنراني اسماعيل شفيعي سروستاني؛
22. فرقهسازي شبه عرفاني در جهان معاصر، با سخنراني دکتر محمد تقي فعالي.
هشدار نماينده انگليس درباره مسيحيتگريزي
مارك پيچارد كه خواستار برپايي يك بحث پارلماني درباره مسيحيت گريزي شده است، همچنين گفت قصدش انتقاد از مردم ديگر اديان نيست ، اما درصدد است تا از سنت مسيحيت حفاظت كند .
وي گفت: هدف از برپايي بحث پارلماني در باره مسيحيت گريزي، صحبت كردن درباره خداوند و يا جنبه هاي روحاني مسيحيت نيست بلكه هدف اطمينان حاصل كردن از اين است كه سنت مسيحيت اين ملت به رسميت شناخته مي شود.
وي تصريح كرد: اگر اصليترين احزاب سياسي در اين كشور اين مسئله را به رسميت نشناسند و از سنت مسيحي اين ملت حفاظت نكنند، در آن موقع اين خطر به وجود خواهد داشت كه مسيحيت از سوي احزاب افراط گر ربوده شود.
مارك پيچارد در ادامه افزود: تازه ترين يافته ها نشان مي دهد كه برنامه هاي ويژه ايام كريسمس از جمله خواندن آوازهاي اين ايام و يا اجراي نمايش هاي روي صحنه ويژه اين ايام كه پيام اميد، عشق و محبت و نور و روشنايي را در بردارند و براي بچه ها مفيد هستند، در مدارس ابتدايي به اجرا در نيامده اند .
وي خاطر نشان كرد: من نمي گويم كه در مدارس نبايد حق انتخاب وجود داشته باشد ، اما ايام كريسمس ايام مناسبي براي اجراي اين نمايش هاي روي صحنه كه در باره مسيحيت هستند و پيام هاي محبت و اميد را در بردارند، به شمار مي روند .
اين عضو پارلمان انگليس از حزب محافظه كار همچنين گفت: بسياري از مقام ها و همچنين نهادهاي عمومي در اين كشور، كارهايي را كه توسط مسيحيان در خيريه ها ، مشاغل و خدمات عمومي انجام مي شوند ، فراموش كرده اند و به نظر مي رسد كه برخي از افراد تمايل دارند كه سنت مسيحيت را كه به نخستين قرن بازمي گردد و همچنين كمك هاي آن را به هنر ، فرهنگ و علوم به فراموشي بسپارند.
مارك پيچارد با بيان اين مطلب كه در اين كار ديگر بيش از حد زياده روي شده است ، افزود : اگر افرادي هستند كه مي خواهند كليساي مسيحيت در اين كشور به حاشيه رانده شود ، بايد با شهامت اين مسئله را بيان كنند و نه اينكه از حقوق ديگر مذاهب به عنوان عذر و بهانه اي براي انجام اين كار استفاده كنند .
كيث پرتيس Keith Porteous مدير اجرايي انجمن ملي سكولار در انگليس، در واكنش به اين اظهارات، گفت: بحث مارك پيچارد تلف شدن وقت با ارزش پارلماني است.
كيث پرتيس گفت: مطلقا هيچ مسئله اي در ارتباط با مسيحيت براي مسيحيان اين كشور وجود ندارد كه بخواهند در باره آن گله و شكايتي داشته باشند .
وي افزود: 26 اسقف اعظم در مجلس اعيان انگليس داراي كرسي هستند، انگلستان داراي كليساي خاص خودش است، ملكه، نخست وزير و تقريبا همه اعضاء كابينه دولت مسيحي هستند، حال چگونه كسي مي تواند اينگونه تصور كند كه مسيحيان در اين كشور بدون امتياز و بهره مانده اند و يا اينكه به حاشيه ها رانده شده اند .
مدير اجرايي انجمن ملي سكولار در انگليس همچنين گفت: اگر قرار است در اين باره مطلبي بيان شود بايد گفت كه مسيحيان در اين كشور نه تنها به خارج از جامعه و زندگي عمومي رانده نشده اند بلكه بيش از حد نمايانگر شده اند.
احمدی نژاد: بالاترین رسالت فرهنگی ما دعوت به امام عصر (عج) است
رئیس جمهور گفت: بالاترین رسالت فرهنگی ما دعوت به امام عصر (عج) به عنوان حقیقت اصلی است .
به گزارش مهر، دکتر محمود احمدی نژاد که صبح امروز در جمع علما و روحانیون ایلام سخن می گفت ، تاکید کرد : نقطه اوج دعوت پیامبران و صالحان در طول تاریخ وعده حاکمیت جهانی اسلام وعدالت و ظهور منجی بوده است .
رئیس جمهور با اشاره به اینکه حقیقت و جوهره کار فرهنگی منجر به تغییر در انسانها می شود، افزود : کانون اصلی و اثر بخش در کار فرهنگی فطرت نهفته در دل انسانها است.
وی با بیان اینکه جریانات متعددی با تهاجم فرهنگی همواره در پی تخریب انسانها بوده اند گفت: جریان حق همواره در راستای آگاهی بخشی و نجات انسانها گام برداشته است.
دکتر احمدی نژاد فرهنگ سازی را مهمترین هدف وکار جامعه دانست و گفت: امروز باید با قدرت وتوان بالا در حل مشکلات مردم کوشا باشیم و بدانیم همه کارها برای رسیدن به هدف متعالی و بالاتر است.
رئیس جمهور با بیان اینکه همه تلاش ها در زمینه های مختلف برای رشد وکمال انسانها است خاطر نشان کرد: کار فرهنگی اساس تمامی اقدامات است که باید انجام شود.
وی با اشاره به اینکه مساجد نقش برجسته ای در پرورش انسانهای کمال یافته دارند گفت: نقش مسجد در تربیت و پرورش انسانها مهم و دارای اولویت است ، حقیقت مساجد در کار فرهنگی و تقویت انسانها است که این امر نیز از مهمترین وظیفه علما به حساب می آید.

